کینمه واکانا، شاد و سختکوش، دو سال گذشته را در شهر ساحلی آتامی، که چشمههای آب گرم دارد، گذرانده و یک مغازه کوچک خشکشویی را اداره میکند. واکانا همچنان که روزهای آرام خود را سپری میکند، خود را درگیر داستانهای تلخ و شیرین و دلگرمکننده اطرافیانش مییابد.
پسری که شیفتهی زامبیهاست، تلاش میکند با استفاده از یک متن باستانی، گربهی مردهاش را زنده کند. او با رئا، دختری آشفته که به دنبال تولد دوباره است، آشنا میشود که مسیرش با ماجراجوییهای ماوراءالطبیعهاش گره میخورد.