زندگی بینقص یک مرد موفق با ناپدید شدن فرزندش از مهدکودک از هم میپاشد. تماس سراسیمه همسرش حقیقتی ویرانگر را در مورد فراموشی ناشی از سندرم کودک فراموششده آشکار میکند که به تراژدیهای مشابه بیشماری میپیوندد.
زن جوانی به روستای کوهستانی زادگاهش باز می گردد و به دنبال پاسخی در مورد دوران کودکی آشفته خود می گردد، اما در حالی که سعی می کند حقیقت را فاش کند، خرافات باستانی روستاییان را وادار می کند که او را به جادوگری و قتل متهم کنند.