مادری که عاشق سریالهای کرهای است، شیمیدرمانی را رها میکند، چون امیدش را از دست داده است. آخرین آرزویش این است که ستاره محبوب کرهایاش را که به مانیل سفر کرده، ملاقات کند. چهار فرزندش قول میدهند که اگر بعد از شیمیدرمانی دوباره به درمان برگردد، به او کمک کنند.
سرآشپز خوانچو با زی، دوست دختر سابقش که به شهر زادگاهش بازگشته، دوباره ملاقات میکند. در ابتدا، او به دنبال انتقام از نامزد شدن زی است، اما به طور غیرمنتظرهای احساساتش نسبت به او دوباره زنده میشود.
در یک سفر تصادفی با مترو در مانیل، زندگی گروهی از فیلیپینیها با فرهنگهای مختلف به هم گره میخورد و داستانهای گرم و طنزآمیزشان، تصویری جذاب از زندگی روزمره مردم این شهر را به نمایش میگذارد.