کازوما به همراه برادر کوچکش، آیومو، به شهر روستایی یامابی کوچو نقل مکان میکند تا به دلیل وضعیت سلامتی ضعیف آیومو، به او کمک کند. در مسیر به یورودزویو، مهمانخانهای که قصد دارند در آن اسکان یابند و متعلق به دوست قدیمی پدرشان است، به اشتباه سوار اتوبوس نادرستی میشوند. وقتی که یک میمون کلاه آیومو را میدزدد، کوچو بیپروا به دنبال آن حیوان به جنگل میرود و به سرعت گم میشود. خوشبختانه، ناگهان دختری زیبا و مرموز به نام اوی ظاهر میشود...
کانو، دختری که در کودکی والدینش را به دست راهزنان خونخوار از دست داده بود، به یک مبارز دلیر و معروف تبدیل شد که راهزنان را از سر راه برمیداشت. در یکی از سفرهایش، به طور اتفاقی با دختری یتیم و جنگجو روبرو شد. کانو که خود طعم تلخ یتیمی را چشیده بود، این دختر را به عنوان خواهر کوچکترش پذیرفت و تصمیم گرفت تا با هم به سفر ادامه دهند و دنیایی بهتر بسازند.
ای قهرمان! هنگامی که کازویا سوما به صورت غیر منتظره ای به یک دنیای دیگه منتقل میشه، میدونست که همه مردم انتظار یک قهرمان دارن. اما ایده قهرمانانه سوما خیلی عملی تر از بقیه افکار است - او می خواهد اقتصاد سرزمینی جدیدی که در آن قرار دارد را از نو بسازد! این قهرمان رئالیست که با شاهزاده نامزد شده و به صورت ناگهانی بر تخت پادشاهی نشسته است، موظف است افراد با استعداد را گرد هم آورد تا با کمک هم کاری کنند پادشاهی باری دیگر بر روی پاهای خود بایستد. نه از راه جنگ یا ماجراجویی، بلکه از راه اصلاحات اداری و اقتصادی!