جون که تازه به کلیسای سنت مری میلان آمده، درگیر رازها و دروغهایی میشود: هیچکس آن کسی نیست که به نظر میرسد، و عشق ممکن است پشت نقاب آخرین پسری که عاشقش میشود، پنهان شده باشد.
دختر نوجوانی مبتلا به لوسمی، برای نجات جانش، به دنبال پدر جدا شدهاش است که تنها اهداکننده مغز استخوان مطابق او است ، می رود . او با همراهی یکی از همبیماران خود، سفری را آغاز میکند...