در حومه کارگرنشین بیلبائو در سال ۱۹۸۹، یک تیم ژیمناستیک ریتمیک کودکان در حال آماده شدن برای شرکت در مسابقات قهرمانی است که قرار است در برلین برگزار شود. از آنجایی که مادران قادر به همراهی دختران خود نیستند، این وظیفه بر عهده پدران قرار میگیرد.
ماریا، یک مادر جدید و نویسنده، تحت تأثیر پرونده نگرانکننده زنی قرار میگیرد که دوقلوهای نوزادش را غرق کرده است و این موضوع، او را به سفری در میان پیچیدگیهای مادر بودن سوق میدهد.
از زمانی که مادرش درگذشت، ماریا از پدر و خواهر و برادرش مراقبت کرد. به همین دلیل است که اعلام ازدواج پدرش با پرستارش، دنیای ماریا را در اطراف او به هم می ریزد...