با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
داستان در مورد فیلمی ناتمام است که مردم پشت و مقابل دوربین در محله یهودی نشین ورشو را به تصویر کشده و حدود تغییرات سینمایی را به تصویر کشیده و دیدگاه ما را نسبت به تصاویر تاریخی برای همیشه تغییر می دهد...
"سریاویر" (آمیتا باچان) افسرِ سابق ارتش ، به همراه دوستش "شخار" (آرجون رامپال) مامور میشوند تا از دختری به نام "انامیکا" محافظت کنند ( بازسازی از فیلم هالیوودی Man on Fire 2004 )
در داخل زمین یک پیرزن در وسط جنگل طلای خام کشف می شود . عده ای از کاوشگران و سارقان عازم زمین می شوند و پیرزن را که با فروش زمینش مخالف است رو از صخره ای پرت می کنند . عده ای از افراد محلی شاهد این عمل هستند . حالا زندگی این افراد هم در خطر است و ….
یک مرد مرموز ژاپنی که تمایل به خودکشی دارد با زنی تایلندی در بانکوک زندگی می کند.این رابطه غیر عادی باعث آشکار شدن حقایقی درباره علت میل به خودکشی مرد و دلیل زندگی او در بانکوک می شود…
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
"ایوان تراولیان" نمایشنامه نویسی است که احساس می کند این روزها از این شاخه به آن شاخه می پرد.او نمایشنامه ای در دست اجرا دارد،همسرش او را ترک کرده و با چهار فرزند از ازدواج قبلی و پسر خود تنها مانده است...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
این مستند درباره هتک حرمت مردان و زنان در ارتش ایالات متحده و تحقیق در اینباره می باشد که سعی دارد با استفاده از مدارک حقیقی و مصاحبه با قربانی ها، پرده از این مسئله شوم بردارد…
یبنجی که پس از گم شدن درون دریا سر از یک بیابان در می آورد، در آنجا چهار بچه گربه بی سرپرست را پیدا می کند که مادرشان توسط یک شکارچی کُشته شده است. پس او تصمیم میگیرد از این چهار بچه گربه در برابر حیوانات وحشی مراقبت کند...
فیلم در مورد اولین و آخرین باری است که «چارلی بلو» ( جسی بردفورد ) عاشق می شود. رابطه بین او و «جردن» ( الیشا کاتربرت ) چندان موفق نیست، و انگار نیرویی مابین این دو است که اجازه نمی دهد رابطه آن ها به نتیجه برسد...
در یک برج در حال احداث در تهران، عده ای کارگر ایرانی و افغانی مشغول به کار هستند. لطیف کارگر و مسئول خدمات و تغذیه ی کارگران، باخبر می شود که بعد از مجروح شدن یک کارگر افغانی، اینک پسر او رحمت، جایش مشغول کار است. به دلیل جثه ضعیف رحمت، معمار وظیفه ی لطیف را به وی می سپارد و لطیف کار راحت خود را از دست می دهد. این کار وی را عصبانی می کند و در پی آزار رحمت برمی آید. یک روز متوجه می شود که رحمت در واقع دختری است به نام باران که از سر ناچاری به جای پدر کار می کند...