با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
لیو چون هه، جوانی که دچار فلج مغزی است، با تلاش و پشتکار، هم به رویای مادربزرگش جامه عمل میپوشاند و هم معنای واقعی زندگی خود را مییابد. او با غلبه بر مشکلات جسمی و ذهنی، تحولی بزرگ را تجربه میکند و فصل جدیدی را در زندگیاش آغاز میکند.
بازرسی که به دلیل تخلفی تنزل رتبه پیدا کرده، مشغول پیگیری پروندهای در مورد یک شبکه تبهکارانه است که به جعل و فروش جواهرات تقلبی مشغول هستند. او در این راه، ناخواسته وارد مسیری پرمخاطره میشود که جانش را به خطر میاندازد.
این اثر، یک کمدی رمانتیک غیرمتعارف است که با انحراف از مسیر معمول، به ناکامی میانجامد. داستان، روایتگر زندگی دختری جوان است که درگیر رابطهای آزاردهنده و مملو از سوءاستفاده عاطفی میشود و سپس، تلاش او برای رهایی از این بند را به تصویر میکشد.
زوجی متاهل که قصد داشتند از یکدیگر جدا شوند، در یک حادثه دچار فراموشی می شوند. آنها دیگر هیچ خاطره ای از یکدیگر یا زندگی مشترکشان ندارند. با این حال، آنها دوباره عاشق یکدیگر می شوند. خانواده های آنها که از این موضوع مطلع می شوند، سعی می کنند حافظه آنها را بازگردانند تا طلاق آنها نهایی شود.
بر اساس رویدادهای واقعی که در سال ۱۹۷۵ رخ داد. این اثر، حوادثی را که تحت رهبری خانم ایندیرا گاندی، یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ هند، اتفاق افتاد، شرح میدهد.
داستان در مورد پاسکواله، مربی سگِ بدشانس و ناشی است. او که بار دیگر در مسابقهٔ چابکی از همسر پیشین خود شکست خورده، باید برای تأمین هزینهٔ زندگی و گشایشِ مرکز آموزشیاش، راه دیگری برای کسب درآمد بیابد.
چهار بچه بدون حضور بزرگترها، در یک آپارتمان با قوانین خودشان زندگی میکنند. وقتی بازرس مدرسه شروع به پرسیدن سوال درباره والدین همیشه غایب آنها میکند، بچهها برای جلوگیری از فرستاده شدن به پرورشگاه، نقشهای میکشند...
مردی بیهدف به نام کاستیکا به طور ناخواسته نامزد ریاست جمهوری میشود. حزب حامی او فاسد است و قصد دارد با شکست در انتخابات به اختلاس ادامه دهد، در حالی که کاستیکا فقط به فکر حل مشکل جای پارک همسایهاش است.
گروهی از دانشآموزان به رهبری هان-چئول، با پیروزی در مسابقات رزمی مدرسه، جایگاه خود را ارتقا میدهند. اما آشنایی با استاد جین-مان، تغییری اساسی در زندگی آنها ایجاد میکند.
دو مامور سابق، یکی از سازمان مبارزه با مواد مخدر و دیگری از سازمانهای اطلاعاتی، در تایپه به هم میرسند و عشق قدیمیشان دوباره شعلهور میشود. اما این عشق، آنها را در معرض خطرات جدی قرار میدهد.
جانی، مکانیک اهل فیلادلفیا، ناگهان درمییابد که پدر گمشدهاش یک دوک است. این خبر او را سخت شگفتزده میکند. اما دوک، آنگونه که جانی تصور میکرد، نیست و همچنین احساسات رو به رشد جانی نسبت به پرودنس، مشاور دوک، نیز برخلاف انتظار اوست.