با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
فیلم بر اساس زندگی یکی از تبهکاران ایرلندی تبار نیویورکی به نام دنیل گرین ساخته شده. در این فیلم ما زندگی گرین رو از دوران بچگی تا مرگش از زبان جو (ول کیلمر) میبینیم...
اعضای خانواده کی-تایک که همگی بیکار هستند، علاقه زیادی به زندگی در پارک ها دارند اما هنگامی که درگیر یک حادثه غیر منتظره می شوند، همه چیز تغییر می کند…
گروهی از پژوهشگران دریایی در یک سفر زیر آبی به درون یکی از بزرگترین و ناشناخته ترین غارهای آبی که در جنوب اقیانوس آرام قرار دارد به تحقیق مشغول هستند آنها چند ماهی را به جستجو و بررسی غار می پردازند، اما در آخرین گشت ، در درون غار آنها دچار مشکل می شوند و راه خروج را گم می کنند و مجبور می شوند …
جک سادلستین ( آدام سندلر ) مرد موفقی است که در امور تبلیغاتی فعالیت می کند. وی به همراه همسر زیباش ارین ( کتی هولمز ) و بچه هایش ، زندگی آرامی در لس آنجلس دارند و از این بابت بسیار خوشحال هستند. اما تنها نگرانی آنها در زمان برگزاری جشن شکرگزاری اتفاق می افتد زیرا در این روز آنان می بایستی با خواهر دوقولوی جک به نام جیل ( با بازی آدام سندلر ) ملاقات کنند که فردی به شدت پرخاشگر و عجیب است که کانون گرم خانواده آنها را برهم می زند.
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 10 جایزه و نامزد دریافت 18 جایزه دیگر.
در یکی شهر های کوچک تگزاس، مردی بنام برنی با یک زن بیوه ثروتمند آشنا شده، و بعد از کشتن آن زن برای بدست آوردن ثروتش، دست به هر کاری میزند تا مردم شهر باور کنند که زن هنوز زنده است…
سه سال پس از وقایع قسمت اول، ادی براک در تلاش است تا با تهیهٔ گزارشی در مورد قاتل زنجیرهای روانی به نام کلتوس کسدی که در انتظار اعدام است، به حرفهٔ روزنامهنگاری خود رونقی دوباره ببخشد...
ماشا درونگرا خود را یک فرد خارجی می بیند مگر اینکه با دو دوست صمیمی خود، یانا و سنیا، معاشرت داشته باشد. ماشا در حالی که سعی می کند در آخرین سال تحصیلی خود بگذرد، به گونه ای عاشق می شود که او را مجبور می کند از منطقه راحتی خود خارج شود...
بیست سال پس از رویدادهای انقلابهای ماتریکس، نئو در ظاهر عادی تحت هویت اصلیاش به عنوان توماس اندرسون در سان فرانسیسکو زندگی میکند و یک روانشناس به او برای مقابله با چیزهای عجیب و غریب و غیرطبیعی که او گاهی اوقات میبینید قرصهای آبی تجویز میکند. او همچنین با زنی آشنا میشود که به نظر میرسد ترینیتی باشد، اما هیچکدام یکدیگر را نمیشناسند. با این حال، نسخهٔ جدیدی از مورفئوس قرص سرخ را به او پیشنهاد و ذهنش را دوباره به دنیای ماتریکس باز میکند، دنیایی که در سالهای پس از آلودگی اسمیت امنتر و خطرناکتر شدهاست؛ نئو به گروهی از شورشیان میپیوندد تا با یک دشمن جدید مبارزه کند...
یک پلیس بازنشسته شرمسار با نقل مکان به جنگل به دنبال آرامش است، اما زندگی آرام او زمانی به پایان می رسد که یک کارآگاه خصوصی او را برای تحقیق در مورد یک قتل استخدام می کند...
دولت از ایفل می خواهد که برای نمایشگاه جهانی پاریس در سال 1889 چیزی دیدنی طراحی کند، اما ایفل صرفاً می خواهد مترو را طراحی کند. ناگهان همه چیز تغییر می کند وقتی ایفل با زنی مرموز از گذشته آرون برخورد می کند...