با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
شیوارامان نیر پس از از دست دادن خانه اجدادی خود به آراکال ماداوانونی، از ستوان مورد اعتماد خود، ندونگادی، کمک می گیرد تا آراکال را بکشد و خانه آنها را پس بگیرد...
مدهاوان نیر ناخودآگاه یک نوجوان را می کشد. راجا، پسر بزرگش، مقصر است و به پنج سال زندان محکوم می شود. پس از زندان، راجا دختر یک ارباب روستایی در مادورای را نجات میدهد و به دست راست او پوکیری راجا تبدیل میشود...
بالا راجو ، خان روستایشان است که با همسر زیبایش زندگی میکند و دارای دو پسر به نام های چاندراسکر رائو و بنگاری و دو دختر است . او به چاندراسکر کمک می کند که دکتر شده و یک درمانگاه محلی بسازد ...
این داستان درباره یک مرد جوان است که برای ورود به صنعت سینما و مقابله با کلیشههای رایج در این حوزه، سختیهای زیادی را متحمل میشود و برای رسیدن به هدفش تلاش میکند.
دو محکوم فراری به روستایی دورافتاده در کرالا، نزدیک مرز تامیل نادو، میرسند. مردم روستا آنها را به عنوان کشیشهای کاتولیکی که از رم برای بازگشایی کلیسای بستهشان فرستاده شدهاند، اشتباه میگیرند.
در شهر بمبئی، زندگی روزمره پرستار پربا با دریافت هدیهای ناگهانی از همسر سابقش، دچار آشفتگی میشود. آنو، هماتاقی جوانتر او، به دنبال مکانی آرام در شهر میگردد تا ...
پس از اینکه شالینی مادرش را از مسموم کردن همه افراد خانه منصرف میکند، شغلی پیدا میکند و به خانوادهاش غذا میدهد. با این حال، زمانی که معشوق سابق او به ماهیت اشتغال او پی می برد، همه چیز را تغییر می دهد...