با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
این فیلم داستان چهار پسر دبیرستانی است که مدرسه را رها میکنند تا در یک مکان پنهان بازی پوکر کنند. با گذشت زمان، بازیهای پوکر آنها هر چه بیشتر جدی میشود، در حالی که همزمان آنها را به عنوان دوست به هم نزدیک میکند ...
یک استاد ریاضیات در دانشگاه پلیتکنیک بخارست زندگی بیدغدغهای دارد. او در یک رابطه باز با ایرینا است که از اینکه او با زنان دیگر همراهی میکند، چشم پوشی میکند. اما هنگامی که ایرینا باردار میشود، پترو مجبور به تغییر سبک زندگی خود و رشد شخصیت میشود...
یک مأمور سابق پلیس سیاسی که دهها سال پیش رومانی کمونیست را به قصد دستیابی به آزادی ترک کرده بود، اکنون ناگزیر است برای یافتن همان آزادی، به کشورش بازگردد.
شاهزاده میخاییل شجاع، حاکم والاچیا، در اواخر قرن شانزدهم بر سختیهای امپراتوریهای عثمانی و اتریشی غلبه کرد تا والاچیا، مولداوی و ترانسیلوانیا را در یک کشور متحد کند...
فیلمی که زندگی سیپریان پورومبِسکو را به تصویر میکشد، از لحظات احساسی قوی برای انتقال شور میهنپرستی و باور او استفاده میکند. این لحظات، که در سرتاسر فیلم پخش شدهاند، به مخاطب کمک میکنند تا به درک عمیقتری از زندگی و آثار او برسند.
یک مرد خانواده وقتی دوباره با دو دوست دبیرستانی خود ملاقات می کند، با شکوه ترین سفرها و گریزهای جنسی روزهای گذشته به یاد آنها می افتند و تصمیم می گیرند همه چیز را در یک شب بازسازی کنند...
رادو، 45 ساله، ثروتمند و مجرد، با دستی قوی، تزلزل ناپذیر و بدون ظلم، تجارت خود را مدیریت می کند. رقبای او اکنون منجر به اتهاماتی علیه او در بازار سهام شده است، که رادو را وادار می کند تا بازی دوران کودکی درب بطری های آبجو را به یاد بیاورد، بازی ای که مستلزم ریسک پذیری، تلاش و مهارت بود...
این فیلم داستان چهار نسل از زنان در مجارستان را در قرن بیستم ارائه می کند. علیرغم دوران سخت جنگ، انقلاب و فقر، خانواده می تواند خوش خلقی و قدرت خود را حفظ کند...
لیکو، داستانی رومانیایی، یک استعاره بر وضعیت انسانی و زودگذر بودن ماست، یک درس در مورد زندگی و همچنین یک قرن بقا. اکنون که لیکو ۹۲ ساله است، رنج کشیده، دوست داشته، خندیده و گریه کرده است. اینجا قرن گذشته رومانی است که از دید لیکو دیده میشود."