با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
بحری، جوانی است که در روستای مکارساری زندگی میکند. او روزی متوجه میشود که اتفاقات عجیبی در روستا در حال رخ دادن است. بحری از روی کنجکاوی، به دنبال کشف حقیقت میرود تا بفهمد در روستای محل زندگیاش واقعاً چه خبر است.
یک مدرسه خاص برای بچههای مشکلدار. معلمی که مصمم به انضباط بخشیدن به دانشآموزان است. در اینجا، معلمان نه تنها باید آموزش دهند، بلکه باید از حملات مرگبار دانشآموزان خود نیز جان سالم به در ببرند.
اود، جوانی از اهالی بوتون، دل به دختری به نام آده میبازد که از بالی به آنجا مهاجرت کرده است. رابطه آنها در ابتدا بسیار خوب پیش میرفت و آنچنان زیبا بود که گویا دنیای هستی تنها متعلق به این دو نفر است.
پسر کوچکی، بعد از اینکه مادربزرگش یک داستان اسطورهای برایش تعریف میکند، با رویدادی ترسناک مواجه میشود. اما آنچه او نمیداند این است که حقیقت دیگری پشت این ماجراها نهفته است.
بعد از مرگ نابهنگام خواهر و برادرهای بزرگترش، یک معمار جوان که با مشکلات دست و پنجه نرم میکند، ناگهان برای برادرزادههایش «تکوالدین» میشود. وقتی فرصتی برای یک زندگی بهتر پیش میآید، او باید بین زندگی عاشقانه، حرفهاش یا برادرزادههایش یکی را انتخاب کند.
یک زوج، سلیم و تاسیا، در حال آماده شدن برای عروسیشان هستند. با این حال، برنامههای شاد آنها زمانی به هم میریزد که خاله سلیم، تنها نسبت خونی او، میمیرد.
وعدههایی که در گذشته داده شده بود، اکنون به عنوان یک بدهی مطالبه میشود. طاری و کادار مجبورند راز تاریک مادرشان، انگون، را حفظ کنند. آنها باید پیش از به پایان رسیدن مهلت هفت روزه، با زمان به رقابت بپردازند.
خانه اِچا و آریل در ابتدا محل آرامش و تفاهم بود. اما این آرامش دیری نپایید و پس از آنکه جنی به نام جن داسیم عاشق اِچا شد و آرامش او را بر هم زد، زندگی این دو دستخوش وحشت و دگرگونی هولناکی شد.