با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
وقتی پلیس متوجه می شود که یکی از آدمکشهای مافیا به خانه کناری خانواده "رابینسون" نقل مکان کرده است تصمیم می گیرند آنها را تحت نظارت خود قرار دهند.به همین دلیل تصمیم می گیرند وارد خانه آنها شوند ، "جک استون" مسئول این پرونده می شود و...
بیل کاپا ، روانپزشک کوررنگ ، پس از تصاحب گروه درمانی دوست کشته شده اش ، توسط یک قاتل ناشناخته تحت تعقیب قرار می گیرد ، که همه آنها با یک زن جوان مرموز ارتباط دارند و...
کارآگاه کایل بودین عاشق ریچل مونرو می شود که در یک ازدواج خشونت آمیز به دام افتاده است. پس از تیراندازی به شوهرش، کایل با اکراه موافقت میکند که جسد را پنهان کند، اما ...
میشل هنوز در تسخیر خونآشام شرور رادو است، مشتاق آموزش مهارتهای خونآشام است. در همین حین، خواهرش بکی سعی میکند او را از چنگال شیطانیاش رها کند و این بار کمکی به او میآورد.
..
زن و شوهری برای بهبود ازدواجشان به بازیهای شهوانی روی میآورند، در حالی که خواهر پلیس زن در تعقیب قاتل زنجیرهای با علاقههای مشابه است. آیا این دو ماجرا به هم ربط دارند؟
یک ماهیگیر ساده به یک پادشاه فراری در جنگ کمک می کند و به او در مخفیگاهی در نزدیکی دهکده ماهیگیری خود پناه می دهد. هنگامی که گروه پادشاه توسط برادر غاصبش مورد حمله قرار می گیرد، ماهیگیر فرستاده می شود تا نامزد پادشاه، دختر امپراتور را پیدا کند و او را بازگرداند.
پس از نابودی شهر با حملهی هستهای، یک شخصیت شرور بر آب شهر و رهبران آن تسلط پیدا میکند. «چات دزدگیر»، «چینگ» و «زن شگفتانگیز» باید برای نجات شهر تلاش کنند. ..
یک مرد متأهل پس از کشف خیانت همسرش، درگیر ماجرایی پیچیده و خطرناک میشود. او بهطور ناخواسته دستوری برای کشتن همسرش صادر میکند و سپس با مشکلات مالی بزرگی روبرو میشود. فرار به زادگاهش و درخواست کمک از یک گانگستر محلی نیز اوضاع را بهتر نمیکند و او را در موقعیتی بسیار دشوار قرار میدهد.
پیتر، مدیرعامل جوانی که از بازی کثیف اجتناب میکند، با یک منشی موقت جدید به نام کریس آشنا میشود. کریس که باهوش و کارآمد است، به پیتر کمک میکند تا با همکاران ناجوانمرد خود مقابله کند...
در راه بازگشت از پیش روانپزشک بروکلین، "ویک"، دخترش جولی و خواهرش استیسی بنزین کم میآورند. آنها بزرگراه را ترک میکنند تا به دنبال پمپ بنزین بگردند – اما در نهایت در جنوب برانکس سرگردان میشوند. یک باند جوانان تحت رهبری "آیس" سادیستی ماشین آنها را متوقف کرده و شروع به تهدیدشان میکنند. وقتی جولی با وحشت رانندگی میکند و فرار میکند، به یکی از موتورهای آنها آسیب میرساند. "آیس" احساس تحریک شدن میکند و تصمیم میگیرد...