یک زن جوان به شهر کوچکش برمیگردد تا پدر خشنش را بکشد اما یک روز قبلش یک نفر او را به قتل رسانده است. هنگامی که در جستجوی جوابهایی برای این اتفاق است، میراثی خانوادگی را کشف میکند که بسیار خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را کرده بود.
لیا، یک نوجوان آشفته، تا جایی که میتواند با افسردگی و قلدری کنار میآید. او که دائماً با مادر مجرد و در حال تقلا خود در حال جدال است، به سمت گروهی بد از به اصطلاح دوستان کشیده میشود. هنگامی که او شاهد یک قتل است، خود را در گوشهای گیر میبیند و به شدت برای زندگی خود که بارها سعی در گرفتن آن داشته است، میجنگند...
خاویر مانوز که مدیری موفق بوده است تصمیمی حیاتی برای ترک خانهای که او و خانوادهاش دیگر توانایی مالی آن را ندارند میگیرد و این سرآغاز ماجراهایی برایش میشود که…
با وقوع سونامی، آتشفشان و سیل به دلیل طوفانهای خورشیدی، یک خانواده ساکن شهر تلاش میکنند تا به پناهگاه نسبی غارهای مرتفع در چند مایلی دورتر فرار کنند....
زندگی بیدغدغهی گروهی از نوجوانان ثروتمند با قتل یکی از اعضای گروه به نام الی به طور ناگهانی دگرگون میشود و شانزده سال بعد، یکی از دوستان الی همچنان از این اتفاق رنج میبرد
پس از اینکه همسر فرانک به طرز مرموزی مسموم می شود، او دفترچه خاطراتی را پیدا می کند که نشان دهنده همه معشوقه های قبلی او است که آنها نیز مظنونان بالقوه قتل هستند.
زمانی که اتفاقات عجیبی برای گروهی از دوستان رخ می دهد، تعطیلات شوم می شود . آنها به طور تصادفی یک فتنه، یک نیروی شیطانی بی نام و غیرقابل توقف را با تشنگی به خون به راه می اندازند...
وقتی یک مادر مجرد پس از گزیده شدن دخترش توسط یک مار زنگی، کمک یک زن مرموز را میپذیرد، خود را در حال انجام معاملهای غیرقابل تصور با شیطان برای جبران آن غریبه مییابد.