با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
لورتا مکلافلین گزارشگری بود که داستان جانی بوستون را منتشر کرد. مکلافلین همراه با خبرنگار ژان کول، جنسیتگرایی آن دوران را به چالش کشید و داستان را با خطر شخصی دنبال کرد و فسادی را کشف کرد که هویت جانی را زیر سؤال میبرد...
کارآگاه باب هایتاور با در دست گرفتن امور به دست خود، سعی می کند به یک فرقه شیطانی نفوذ کند تا دختر ربوده شده خود را نجات دهد و انتقام قتل همسرش را بگیرد...
یک خانواده دانمارکی از یک خانواده هلندی که در تعطیلات با آنها آشنا شده بودند دیدن می کنند. زمانی که دانمارکیها سعی میکنند مودب بمانند، چیزی که قرار بود یک آخر هفته ایدهآل باشد، کم کم آشکار میشود...
داستان یک طلاق گرفته که رفت و آمد روزانه خود را با خیال پردازی در مورد زوجی به ظاهر کامل می گذراند که در خانه ای زندگی می کنند که قطار او روزانه از آن جا عبور می کند، اما یک روز اتفاق تکان دهنده ای در آنجا رخ می دهد...
هفت دوست سیاهپوست در آخر هفته شان در کابینی با قاتلی که قصد انتقامجویی دارد به دام میافتند. آیا هوش و دانش آنها از فیلم های ترسناک به آنها کمک می کند تا زنده بمانند؟....
جنایتکاران خطرناک را در یک کشتی باری دنبال می کند که از فیلیپین به کره جنوبی منتقل می شوند، آنها پس از تلاش برای فرار که منجر به شورش می شود، یک نیروی شوم را آزاد می کنند.
این فیلم سومین قسمت از مجموعه هیجان انگیز قرون وسطایی است که در آن همسر ملکیور، کترلین، شاهد یک حمله وحشیانه میشود. زندگی یک مرد جوان ناشناس نجات مییابد، اما قربانی که حافظه خود را از دست داده است نمی داند او کیست و چگونه در تالین به سر می برد....
شین مولر یک مامور امنیت داخلی است که اتاق ارتباطات ر را اداره می کند، یک مرکز فرماندهی با تکنولوژی بالا که خطرناک ترین جنایتکاران را زیر نظر دارد. جاستین روزا یک سرباز جدید است که باید یکی از اعضای کارتل قاچاق اسلحه را زیر نظر بگیرد و او را به هر قیمتی زنده نگه دارد...
چهار جوان معتاد به مواد مخدر به نامهای شلدون، وینی، جسی و گای تصمیم میگیرند در شب کریسمس از سالن بینگوی سالمندان سرقت کنند. اما آنها در یک حلقه زمانی گیر افتاده و هر بار که سعی میکنند سالن را سرقت کنند، همه چیز به شکل متفاوتی پیش میرود...
مادری به نام لورا پس از مرگ دخترش، میا، به دنبال قاتل دخترش میگردد. به همین منظور، به دوست صمیمی میا، بایلی، کمک میکند تا با کمک هم به قاتل دخترش پی ببرند...