با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
سواف برای فرار از زندگی شوربختانه اش تصمیم می گیرد به ارتش بپیوندد. با شروع جنگ خلیج فارس او به همراه سربازان دیگر بعنوان دفاع از صحرا به عربستان سعودی فرستاده می شود. او به همراه هزاران سرباز دیگر که نه دشمن را می شناسند و نه از دلیل حضور خود در آنجا مطلع هستند در میان صحرا انتظار رویارویی با دشمن را می کشند…
شش محکوم فراری و گروگان ناامیدانه به سمت مرز مکزیک می دوند، جایی که به گنج گمشده ای از ثروت ناگفته برخورد می کنند و به جای آن مرگ حتمی را در صحرای آریزونا می یابند...
فلین برای کار در یک کتابخانه ی مرموز استخدام می شود. مدتی بعد متوجه دزدیده شدن یکی از آثار معروف کتابخانه می شود و تصمیم می گیرد هرطور شده آن را به کتابخانه باز گرداند...
در این اقتباس انیمیشنی از مجموعه کتابهای کمیک «مقبره دراکولا»، دراکولا کنترل یک فرقه شیطانی را به دست میگیرد و از طریق یکی از پیروانش صاحب فرزندی میشود، اما نیروهای خیر و شر علیه او صفآرایی میکنند.
به دنبال فرار یک مار پیتون که تحت تغییرات ژنتیکی قرار گرفته بود، از یک دانشمند درخواست میشود تا برای نابودسازی آن مار، مار بوای غولپیکری را که در مالکیت دارد، در طبیعت رها کند.
بعد از مراسم تشییع جنازه یکی از همکارانشان، چهار پلیس تصمیم میگیرند که تنها راه خلاص شدن از عناصر جنایتکار این است که دستگیری مجرمان را متوقف کنند و شروع به دفن آنها کنند.
در سال 1875 در یک دهکده ی کوچک در نیومکزیکوی آمریکا غریبه ای ناشناس که دست بندی عجیب بر دست دارد وارد شهر می شود به همه ی ساکنان دهکده هشدار میدهد که خطری بزرگ آنها را تهدید می کند و آن هم حمله بیگانگان فضایی است.به زودی بیگانگان به دهکده حمله می کنند و حالا این غریبه ی ناشناس تنها امید مردم است.او با کمک کلانتر و گروه از مردان مسلح سعی می کند تا به هر شکل ممکن از محل زندگی خود در برابر تهدید فرازمینی ها مراقبت کنند.نبرد بین گاوچران های غرب وحشی و بیگانگان فضایی و …
دو بازمانده "پیچ بلک" توسط یک کشتی فضایی غول پیکر دستگیر می شوند. رهبر قدرتمند سفینه زندانی مخصوص برای ارباب تبهکاران داشته و علاقه خاصی به "ریدیک" پیدا می کند. او سرگرمی عجیبی دارد، او تبهکاران تحت تعقیب را دستگیر کرده و از آنها مجسمه های زنده می سازد...
«آقای بادوینگ» (رابینز) را برای مأموریتی تجاری فرامی خوانند. «والتر» دوازده ساله (هاچرسن) و برادر کوچک ترش «دنی» (بوبو)، در غیاب پدر به نوعی بازی فکری می پردازند که «دنی» در زیرزمین پیدا کرده است. اما بچه ها خیلی زود در می یابند که بازی «زادورا» قابلیت های نامتعارفی دارد و ناگهان «خانه ی بادوینگ ها» به فضا پرتاب می شود و …