با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
داستان از کودکی شروع میشود که به دلیل آسیبهای روحی، به گروهی شورشی میپیوندد. اما سرنوشت تلخی در انتظارش است و او را مجبور میکنند تا به عنوان یک قاتل برای پلیس کار کند. این داستان نشان میدهد که چگونه آسیبهای روحی میتواند زندگی یک فرد را به طور کامل تغییر دهد و او را به سمت تاریکی بکشاند.
گروهی از «دانشمندان ستارههای سنگی» با استعداد اما سرکش، خود را در مسابقهای با زمان برای نجات زمین میبینند، زمانی که یک دنبالهدار چرخشی غیرمنتظره به سمت سیاره آبی ما انجام میدهد، جایی که اگر قهرمانان شهر کوچک ما نتوانند آن را پیدا کنند، ممکن است طی چند روز تمام حیات از بین برود. یک راه حل.
روزنامهنگار مشتاق، ایو پیرسون، از یک تصادف رانندگی ویرانگر جان سالم به در میبرد، اما دچار فراموشی کامل میشود. او که هیچ چیز را به خاطر نمی آورد، باید به شخصیت های مختلفی وابسته باشد تا بفهمد کیست...
زلزلهای عظیم و متعاقب آن طوفانهای مهیب، توکیو را در معرض خطر نابودی قرار میدهند. سازمان آتشنشانی و امدادگران برای نجات شهر وارد عمل میشوند، اما حادثهای ناگوار در انتظار آنهاست.
یک کارآگاه خصوصی سختکوش به نام مالون برای بازگرداندن یک چمدان از یک ساختمان پر از خلافکار مسلح استخدام می شود، اما یک تیراندازی خشونت آمیز رخ می دهد و مالون تنها بازمانده می شود. او متوجه می شود که در دام افتاده است و ...
بعد از مدتها جنگ خدایان و تایتانها، سرانجام خدایان فاتح این جنگ میشوند تا صلح و ثبات را به بشریت باز گردانند. اما شکست تایتانها به معنای ریشه کنی ظلم و ستیز در جهان نیست چراکه اینبار نوبت به یک شیطان بسیار خشن و ظالم به نام «پادشاههایپریون» است که با بشریت مبارزه کرده و دنیا را به سمت تاریکی سوق دهد.هایپریون به دنبال سلاحی است که به وسیله آن میتواند نسل بشریت را نابود کند و امپراطوری شوم خود را آغاز نماید اما «تسئوس» انسانی فانی است که توسط «زئوس» برگزیده شده تا انسانها را در جنگ علیه هایپریون رهبری کند.
داستان با یک جوان فداکار آغاز میشود که حاضر است برای خوشبختی دیگران از عشق خود بگذرد. او حتی تلاش میکند تا دختر رویاهایش با مردی که عاشق اوست ازدواج کند...