با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
یک سرباز سابق به لندن نقل مکان می کند و به عنوان راننده کامیون شروع به کار می کند، خیلی زود درگیر یک عملیات قاچاق می شود و با دوست یک شخصیت بزرگ جنایتکار رابطه برقرار می کند....
3 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
"آرین" (هپبرن) دختر جوانی است که با پدر کارآگاهش (شوالیه) زندگی میکند و درباره پروندههای او بسیار کنجکاو است. کنجکاوی درباره پرونده مرد ثروتمند و زنبارهای بهنام "فرانک فلاناگان" (کوثر) باعث درگیری عاطفی "آرین" با این مرد میشود...
رونی که از سوء استفاده های خود درآمد بسیار کمی دارد، گروهی از اشرار را گرد هم می آورد تا نقشه سرقت از یک قطار مسافربری اسکاتلندی را برنامه ریزی کنند...
یک دزد قاتل در حال فرار با غارت دزدیده شده، یک دامدار فقیر را مجبور می کند تا او را در سراسر صحرا به مکزیک راهنمایی کند. همراه آنها همسر دامدار است که از قضا دوست دختر سابق قاتل است.
دو قاتل فراری، کافه "ابر شماره نه" را که پاتوق نوجوانان است، تسخیر میکنند و تعدادی از آنها را گروگان میگیرند. ساقی کافه تصمیم میگیرد جان این بچهها را نجات دهد.
یک قاتل حرفهای که به درخواست دوستی دو نفر را به قتل میرساند، با استفاده از پول دزدی دستمزد میگیرد. پلیس با ردیابی این پول، قاتل را تحت تعقیب قرار میدهد. قاتل فراری برای فرار از دست پلیس، دوست دختر پلیس آگاهی را گروگان میگیرد.
جیمز بلان، وکیل برتر، مردی را که مرد دیگری را به دلیل آزار جنسی همسرش به قتل رسانده بود، تبرئه می کند . کلانتر شهر که خود قاتل بود، بلان را به اتهام رشوه دادن به یکی از اعضای هیئت منصفه در این پرونده متهم می کند ...
تیجونا شهری است که جرم، پلیدی و فساد سرتاسر آن را فرا گرفته. خلافکاران محلی مکزیکی هر کسی را که قصد بهبود وضعیت این شهر را داشته باشد، متوقف می کنند اما یک سردبیر شجاع روزنامه آن ها را به چالش می کشد...
جرج نادر نقش خبرنگاری بازی میکند که حرفهاش به دلیل اعتیاد به الکل خراب شده است. زمانی که شاهد دستگیری یک مجرم معروف است فرصت بازگشتی برای او پیش میآید...
ویتو پولارا جاه طلب است و می خواهد تا آنجا که ممکن است قدرت و پول بیشتری به دست آورد. او تصمیم می گیرد که قاچاق سیگار را ترک کند و سعی کند کنترل کامل توزیع میوه و سبزیجات در منطقه را سودآورتر در نظر بگیرد. او به دنبال کمک رئیس جنایتکار روستایی است...
یک خبرنگار ادعا می کند که پلیس نیویورک از خلافکاران رشوه دریافت کرده و به آن ها اجازه می دهد که کسب و کار شرط بندیشان را اداره کنند. دادستان منطقه، مایکل نوریس، از شنیدن این خبر شوکه شده و تصمیم می گیرد که برای بهبود اوضاع کاری کند. او نمی داند که به چه کسی از نیروی پلیس می توان اعتماد کرد، به همین خاطر تصمیم می گیرد از کسانی که به تازگی از آکادمی پلیس فارغ التحصیل شده اند کمک گرفته و آن ها را پلیس مخفی کند...