با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
پلیس مخفی به نام سامسون بریون پس از پانزده سال به زادگاهش در بریتانی بازمیگردد، اما بازگشت او با استقبال مواجه نمیشود. به ویژه لیلا، یک کارآفرین محلی که برای نجات کسبوکارش مجبور به اجاره دادن بخشی از آن شده، از این موضوع ناخشنود است، به خصوص وقتی میفهمد مستأجر جدید کسی نیست جز سامسون.
در دههی ۱۹۷۰ میلادی، از پاریس تا رم، تقدیر یک نویسندهی تهیدست با زندگی یک ستارهی نوظهور سینما تلاقی میکند. راه رسیدن آنها به عشق، مملو از موانع، برداشتهای نادرست و فراز و نشیبهای گوناگون خواهد بود. این ماجرا، یک کمدی موزیکال پرشور و هیجان است!
بیشتر مردم منتظر هدیه هستند، اما برخی هم میترسند یا فراموش میکنند. در آستانه کریسمس در خانهی استین، ایدههای زیادی برای هدیه دادن وجود دارد، اما ممکن است بدترین هدیه هنوز نرسیده باشد.
مردی با زندگی روزمره و یکنواخت، شیفتهی زنی رازآلود میشود که نگاهش را میرباید. این شیفتگی، او را به عشقی پرشور میکشاند و در مسیری پیشبینیناپذیر قرار میدهد.
سمی، دانشجوی حقوق و پیک پیتزا، به اشتباه به جای همزاد سارقش، ادی بارا، دستگیر و متهم میشود. ادی از شباهتشان برای فرار استفاده کرده است. سمی در زندان برای زنده ماندن نقش سارق را بازی میکند و با کمک همبندیاش، نادا، تلاش میکند بیگناهی خود را ثابت کند و هویتش را پس بگیرد.
فیلم حاضر به دو رویداد مهم در زندگی سارا برنارد، بازیگر مشهور تئاتر، میپردازد: قطع پای او در سال ۱۹۱۵ و جشن بزرگداشت او در سال ۱۸۹۶. در این میان، رابطهی عاطفی او با لوسین گیتری نیز مورد توجه قرار میگیرد.
این فیلم به بررسی دوران حرفهای اولیویه ژیرو، بهترین گلزن تاریخ فرانسه، میپردازد. با وجود بیاحترامیهایی که همواره با آن روبرو بوده، او همواره عملکردی عالی از خود نشان داده است.
داستان دربارهی دو زن جوان به نامهای ماتیلد و لئا است که پس از یک تجربه روانگردان، در سفری جادهای در فرانسه به دنبال دروئیدها میگردند و در این مسیر از مناطق مختلفی از جمله دره سیاه بری عبور میکنند.
هنگامی که پسر جاستین، هنری، تهدید میکند که قصد دارد با پدرش زندگی کند، جاستین او را به همراه شریک زندگی جدیدش، لودو، و پسر همسرش، ژوزف، به سفری به سواحل اقیانوس اطلس میبرد. هدف از این تعطیلات، ایجاد اتحاد و همبستگی بین اعضای خانواده جدیدشان به هر شکل ممکن است.
یک پاندا از چین به آفریقا سفر میکند و در آنجا با هیپوها، هیناها و گوریلها روبهرو میشود. او دوست اژدهای ربودهشدهاش را نجات میدهد، دوستان جدیدی پیدا میکند و از خانه جنگلی آنها محافظت میکند.