با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
دو دوست، هر دو ماهیگیر بومی، در دریای در حال مرگ به ناامیدی کشیده می شوند. دوستی آنها شروع به شکستگی می کند زیرا آنها مسیرهای بسیار متفاوتی را برای تأمین خانواده های در پیش می گیرند...
داستان حول محور مبارزه باگات برای پس گرفتن زمینش از سارپانچاست که به اشتباه زمین آنها را به دست آورده است. باگات یک الکلی است، فقط برای پول رای می دهد و اغلب با همسرش دعوا می کند...
آرجون کالیان با اکراه به یک افسر پلیس تبدیل می شود تا رویای پدرش را برآورده کند، بعدها یک چرخش غیرمنتظره او را مجبور می کند تا با وزیر کشور ایالت رو در رو شود...
یک مدیر تحویل دارو به نام Raaghu شبها خانههایی را که به آنها دارو تحویل میدهد غارت میکند. اما یک حادثه غیرمنتظره باعث میشود که او در یک شب چندین معامله خلاف را انجام دهد و ...
جنایتکار خرده پا، ناای سکار، سگ های متعلق به ثروتمندان را می رباید تا باج بگیرد، اما زمانی که سگ یک گانگستر بی رحم را می رباید، مرتکب یک اشتباه بزرگ می شود...
وقتی یک قتل مرموز در جشن تولد میلیاردر تبعیدی آشیش کاپور اتفاق میافتد، کارآگاه میرا رائو باید از تمام مهارتهای خود برای کشف انگیزههای قاتل استفاده کند زیرا مظنونان خانواده و دوستان نزدیک کاپور هستند...
آرجون و آنو دوستان صمیمی هستند و با هم ازدواج میکنند، اما زندگی مشترکشان به کابوس تبدیل میشود. آرجون تصادفاً با خدا روبرو میشود که از او میپرسد چه اشتباهی کرده است. خدا به آرجون فرصت میدهد که به گذشته برگردد و همه چیز را دوباره انجام دهد...
داستان فیلم حول محور مردی مرموز می چرخد که جرم خود را توجیه می کند. به گفته وی، افراد به دو دلیل مرتکب جرم می شوند. برای پنهان کردن خطا یا تضمین آینده ای بی عیب و نقص...
آشپزی که غذاهای خاص می پزد یک مغازه (فروشگاه های راغاوندرا) باز می کند و به طور گسترده ای محبوب می شود. او با غذاهای خوشمزه باورنکردنی خود سفارش های جدید بیشتری دریافت می کند. یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را در زندگی او تغییر می دهد....
چاندرا بوس برای تماشای تلویزیون به خانه دوست نزدیکش یاتیندران میرود. روزی اختلاف کوچکی بین آنها پیش میآید و چاندرا با قسم خوردن که یک تلویزیون رنگی خریداری میکند، از خانه میزند بیرون . او برای به دست آوردن تلویزیون به راههای ناامیدانه متوسل میشود و در مشکلات زیادی گیر میافتد...