داستان ترور سناتور آمریکایی رابرت اف کندی که در ساعات اولیه صبح روز 5 ژوئن 1968 در هتل سفیر در لس آنجلس، کالیفرنیا، و بیست و دو نفر در هتل که به گلوله بسته شدند ...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 11 جایزه دیگر.
داستان درباره یک مجرم و همکارش است که در شب کریسمس قصد دارند به لباس بابانوئل از فروشگاهی سرقت کنند.اما وقتی آنها با پسر دردسر سازی دوست می شوند به مشکل برمی خورند و مسئول حراست فروشگاه پی به نقشه آنها می برد …
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 2 جایزه دیگر. award
مستندی برنده اسکار که یک دادگاه قتلی را مستند می کند که در آن یک نوجوان آفریقایی-آمریکایی 15 ساله به اشتباه متهم به قتلی در سال 2000 در جکسونویل، فلوریدا می شود...
جو روگن، طنزپرداز تندزبان، با بیانی زننده و تند (اما به شکل جنونآمیزی خندهدار) که آن را "خشم علیه کندذهنها" مینامد، از دل «کانون فساد» (یا «مرکز قدرت/شر») طغیان میکند و به اعتراض میپردازد.
سیندی کمپل که اکنون از دانشکده فارغ التحصیل شده و بکار گزارشگر تلویزیونی مشغول است بعد از مرگ بهترین دوستش در اثر تماشای یک نوار ویدیوئی مرگبار خودش نیز نوار را تماشا می کند تا علت این امر را کشف کند بنابراین…
دو زوج که به تازگی عروسی کرده اند اونها برای ماه عسل به اوروپا سفر می کنند اما اونا در این سفر کمی کارهای می کنند که نمی تونین ازدواج خوشون رو نگه دارن و …
«ديلن» (باريمور)، «ناتالي» (دياز) و «الکس» (ليو)، يک بار ديگر به دفتر رئيس شان، «چارلي» (صداي جان فورسايت) فراخوانده مي شوند و در جريان تازه ترين مأموريت شان قرار مي گيرند: پيدا کردن يک جفت انگشتر که حاوي اطلاعاتي طبقه بندي شده هستند...
«ديو بازنيک» (سندلر) تاجر خونسرد و آرامي است که پس از يک سلسله سوء تفاهم هاي غريب محکوم مي شود که يک دوره ي روان درماني «مهار کردن خشم» را بگذراند. ديري نگذشته که «ديو» خود را با «دکتر بادي رايدل» (نيکلسن)، روان درمان گري معروف رودررو مي بيند...